دنیای کوچک من
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست،و دلم بس تنگ است .بیخیالی سپر هر درد است ما ولی می خندیم ، انقدر می خندیم که غم از رو برود.............
امروز آخرین روز قرارمون بود، نیومد .خوب پس همه چیز تموم شد از فردا زندگی بدون اون شروع میشه . باید عادت کنم که دیگه بهش فکر هم نکنم .نباید دلم اونو بخواد .نباید و هزار تا نباید.....
خدایا ازت ممنونم چون در تموم لحظات خوشحالی حالمو گرفتی. ازت ممنونم چون هر وقت فکر کردم شرایط خوبی دارم مشکلات بزرگ رو در مقابلم قرار دادی . ازت ممنونم چون نزاشتی احساس خوشبختی کنم. ازت ممنونم که همیشه تنهام گزاشتی . ازت ممنونم.......
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389برچسب:, ساعت
15:27 توسط رها| نظر بدهيد