دنیای کوچک من

 

 

دیروز خیلی خیلی روز خوبی بود.بعد از مدت ها با تموم دوستام دور هم جمع شدیم و کلی خوش گذروندیم.یه عالم کارهای جدید انجام دادیم.بعد از یه تابستون طولانی و خسته کننده مثل یه توفیق اجباری بود.فعلا یه کوه انرژی دارم.

این چند روز سعی کردم از شدت افسردگیم کم کنم.انتظار فایده ای نداره ، زمانش که برسه میاد پس الکی نباید انتظار خبر داشته باشم.دلم نمیخواد همین اول کاری کم بیارم .حالا که این کار موفق نشده ،نباید دنیا برام به اخر برسه ، بازم میتونم کارهای جدید انجام بدم.

امروز انتخاب واحد دانشگاهم بود. این ترم واقعا درس های سختی دارم.یه عالمه درس های عملی و البته زبان انگلیسی.اسمش که میاد الکی استرس میگیرم.از بس که اطرافیان از این امتحان افتادند. میترسم منم همین اتفاق برام بیفته.به هر حال راه فرار ندارم .ترم دیگه میخوام پایان نامه بگیرم.یه سال زودتر از موعد خودش.همیشه از اسم پایان نامه میترسیدم حالا دقیقا توی دانشگاه رشته ای میخونم که پایان نامه داره.با اینهمه استرس نمیدونم چکار کنم.



نوشته شده در دو شنبه 15 آبان 1391برچسب:,ساعت 21:31 توسط رها|


آخرين مطالب

Design By : Pichak